مه من نقاب بگشا ...

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
مه من نقاب بگشا زجمال کبریایی
که بتــان فروگذارند اساس خودنمایی
شده انتظارم از حد چه شود که رخ نمــــایی
ز دو دیده خون فشانم زغمت شب جدایی
چه کنم که هست اینها گل باغ آشنایی
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در جمعه سی ام بهمن ۱۳۸۸ ساعت 2:27 توسط منتظر
|